لبخند من،لباس غم هاي بسيار من است . اگر به شما زل نميزنم رازي هست كه با نگاه فاش مي شود
اسمان دلم ابري بودوكوزه دلم خالي ؛دعاكردم كه ببارد تاكوزه پرشودولبان تشنه عشق سيراب گردد امااز اسمان دلم تگرگ باريدوكوزه شكست.
ميدوني وقتي خداداشت بدرقه ات ميكرد بهت چي گفت:گفت جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم توتنهانيستي توي وجودت عشق ميگذارم كه بغض كني اشك ميدهم كه همراهيت كنه ومرگ كه بدوني دوباره برميگردي پيشم