
اگر اهل مد و لباس هم نباشيد، اسم يک ايراني را که به عنوان مارک لباس روي جلد مجلات مد آمريکايي ببنيد حتما کنجکاو ميشويد.
پگاه انواريان در آمريکا و اروپا فقط اسم يک طراح معمولي لباس نيست. اين اسم چهار سالي هست که کنار مارکهايي مثل اسپريت، فندي يا ورساچه جا خوش کرده، و همراه بقيهي مارکهاي پرسابقه، در نمايشگاه فصلي مد اروپا و آمريکا حضور دارد.
پگاه انواريان پنجساله بود که با پدر و مادرش از ايران به آمريکا مهاجرت کرد. حالا پگاه ??دارد و کار طراحي مد را بعد از تجربهي طراحي لباس در موزيک- ويديوهاي هاليوودي شروع کرده.
خودش ميگويد بهصورت خيلي اتفاقي، زمان دوختن و هماهنگي لباس يکي از بازيگران يک موزيکـ ويديو، پارچهي کشمير را امتحان کرده و سبکي و انعطاف اين پارچه به او کمک کرده مدل خاصي را کشف کند؛ آنقدر خاص که جنيفر لوپز، خواننده و بازيگر معروف آمريکايي، درجا درخواست کرد پگاه آن لباس را اختصاصي برايش بدوزد.
بعد از اين ماجرا، زندگي پگاه بهعنوان طراح مد شکل گرفت و در عرض چهار سال اسم او، يعني«پگاه انواريان»، تبديل به يک مارک معروف در ايالتهاي مختلف آمريکا شد. اين روزها لباسهاي او بر تن چارليز ترون، هاله بري، مدونا، شکيرا و خيلي از بازيگران زيباي هاليوودي به چشم ميخورد و خودش تبديل به چهرهي مطرحي در شبکههاي مد تلويزيوني شده است.
در گفتوگو با پگاه انواريان، که به فارسي چندان مسلط نبود، سعي کردم سراغ موارد مبهمي بروم که خيلي از جوانان دوست دارند در موردشان بيشتر بدانند؛ چيزهايي در مورد زندگي مانکنها، روشهاي طراحي لباس و روش طراحي لباس براي ستارههاي سينما در مراسم اسکار.
پگاه، به خاطر سابقهي کار در ساخت موزيکـ ويديو براي خوانندههاي آمريکايي، رابطهي نزديکي با بازيگران و خوانندههاي سرشناس هاليوودي داشته و يکي از دلايلي که به مطرح شدن سريع او کمک کرد، همين بوده است. ولي در اولين سؤال از او پرسيدم:
براي طراح مد شدن چه مراحلي بايد طي شود؟ آيا کافيست فقط طراحي بدانيم يا خياطي بلد باشيم؟
اگر خياطي را خوب بلديم، شايد بتوانيم در اين رشته موفق باشيم. فقط فکر ميکنم بايد بيشتر استعدادش را داشته باشي. بايد لباسي را طراحي کني که مثل همه نباشد و بسيار خيلي متفاوت باشد.
اين تفاوتي که ميگويي چي هست؟ مثلا تو در طراحي لباسهايت چه روش متفاوتي با بقيه داري؟
روش من اين است که پارچه را روي تن درست ميکنم و برش ميزنم. آنقدر با پارچه بازي ميکنم تا ببينم چطور به هيکل فرد ميآيد. همهي بخشها را با دست ميدوزم و بعد ميدهم به خياط اصلي. او بر اساس کار من مدل واقعي را در ميآورد.
من خياط نيستم و نميتوانم از ديد يک خياط بگويم؛ ولي مدلهايي که تو طراحي ميکني سادهاند. طرحهايت عجيبوغريب نيستند و لزومي ندارد که حتما جنيفر لوپز باشي و آن را بپوشي. لزومي هم ندارد براي يک جشن يا مراسم خيلي خاص اين لباس ها را بپوشي.
سادگي؛ شايد در نگاه اول به نظر برسد، اما اگر خوب نگاه کني جزييات خاص لباس و پارچه را ميبيني.
مثلا چه جزيياتي در کارت هست که آن را خاص ميکند؟
دوختش. دوخت اين لياسها و انتخاب هر پارچه نکاتي دارد که کار را منحصر به فرد ميکند. ما روي لباسها کاري ميکنيم که اصلا شبيه بقيه نباشد.
طراحي لباس از: پگاه انواريان
طرح هاي سنتي را دوست ندارم. به نظرم خستهکننده هستند و هيجاني در آنها نيست. اما طراحي لباسهايم را با اين ويژگي انجام ميدهم که وقتي به لباس نگاه ميکني، بفهمي پگاه انواريان آنها را درست کرده، نه مثلا گوچي يا پرادا.
هيچوقت با گوچي و پرادا صحبت کردي؟
نه. هيچوقت صحبت نداشتم. فقط براي چندين ماه در ميلان زندگي کردم و تجربهي کار اروپايي را از نزديک ديدم. توانستم بفهمم چطور ميدوزند و طراحي ميکنند.
در طرحهايت از سمبلهاي ايراني استفاده نميکني؟
زماني که پنج ساله بودم از ايران بيرون آمدم. چيز زيادي از آن زمان يادم نيست. و از آنجايي که زندگي درآمريکا بدون دوست ايراني مجبورت ميکند از اين فرهنگ چيز زيادي نداني، در اين مدت نتوانستم با اِلِمان و سمبلهاي ايراني از نزديک آشنا شوم. در واقع با فرهنگ ايراني آنقدرها آشنا نيستم.
در اين مدت هم ايران نرفتي؟
نه. اصلا نرفتم. يک روز بالاخره ميروم. فقط يک روزي.
چرا طراحان لباس بيشتر از رنگهاي مشکي و خاکستري استفاده ميکنند؟
به خاطر اينکه رنگ سياه و خاکستري و همينطور سفيد دوخت لباس را بسيار شيک نشان ميدهند. اصولا همهي پارچهها در رنگ مشکي قشنگتر ميشوند. من هم زياد مشکي ميپوشم. شايد به خاطر همين است که هميشه از اين رنگ استفاده ميکنم.
آخرين مدل شلوار و بلوزي که طراحي کردي چه رنگيست؟
همهاش مشکيست.
معمولا بر اساس چه قيمتي لباسهايت در فروشگاه عرضه ميشود؟
توي فروشگاهها مثلا شلوار ميشود ??? دلار و بلوز باشد بين ??? تا ??? و اگر پيراهن معمولي باشد ??? تا ???? دلار. لباس شب خاص هم بين ???? تا ???? دلار.
کسي ميخرد با اين قيمت؟ مثلا يک شلوار ??? دلاري؟
بله. خيليها ميخرند. کساني که دوست دارند لباسشان خيلي خاص باشد. خيليها برايشان قيمت فرقي ندارد چه پانصد دلار باشد يا پنج هزار دلار. اگر چيزي ببينند که خيلي دوستش دارند حتما ميخرند. تا حالا مشکل پول نداشتم با مشتريهايم.
يعني مثلا اگر دلت خواست ميتواني روي شلوار ??? دلاري قيمت ???? دلاري بگذاري، اما بازهم اين نوع مشتريها ميخرند؟
ميخرند. اما من لباسها را ميگذارم براي فروش، نه اينکه همينطور يک قيمت وحشتناک برايش تعيين شود.
چه کسي قيمتها را تعيين ميکند؟
قيمتها را خودمان ميگذاريم. فقط به نحوي قيمتگذاري ميکنيم که بفروشيم نه اينکه الکي بگوييم ???? دلار و مدتها منتظر بمانيم تا يکي بيايد بخرد. من به هر فروشگاهي لباس نميفروشم. بايد ببينم کدام فروشگاه هست، کدام طراح ها در آن جنس دارند. حتا دکوراسيون و فروشندهها را هم بررسي ميکنيم. براي همين، قيمت همينجوري هم براي لباس تعيين نميکنيم.
هيچوقت هنرپيشهها يا خوانندههاي معروف از تو خريد کردهاند؟ يا مثلا مدل لباس خاصي براي آنها طراحي کردهاي؟
هميشه.
مثلا چه کساني؟
جنيفر لوپز، کامرون دياز، اسکارلت جو هانسن، مدونا و... راستش يادم نيست دقيقا. بهخاطر اينکه خيليها ميآيند و بيشترشان هنرپيشه يا خوانندهي زن هستند. هنوز لباسهاي مردانه طراحي نکردهام.
براي مراسم اسکار و کن تا حالا طراحي کردي؟
اسکار هنوز نه، اما دو سال پيش در گلدن گلوب براي تري پلو لباس طراحي کردم.
براي مراسم اسکار چطور هنرپيشهها لباسهايشان را انتخاب مي کنند؟ و طراحان چطور اين کار را انجام ميدهند؟
بستگي دارد کدام طراح انتخاب شود. مثلا دو هفته قبل از مراسم، جورجيو آرماني يک برنامه ميگذارد و هنرپيشهها هم انتخابي ميکنند مدل مورد نظرشان را. و لباس برايشان فرستاده ميشود.
اين لباسها مجاني براي بازيگران طراحي ميشوند و دستشان ميماند؟
بيشتر مجاني فرستاده ميشود؛ چون آنها لباس را پس ميدهند و فقط براي آن روز استفاده ميکنند.
چرا نگه نميدارند؟
به خاطر اينکه هر روز از چندين طراح مختلف جنس ميگيرند، يک بار ميپوشند، عکس ميگيرند، و نميخواهند کسي ببيند که او اين لباس را دوبار پوشيده.
فکر ميکنم در ذهن خيلي از ما اين سؤال هست: وقتي شبکههاي مد يا مجلههاي مد را نگاه ميکني، به اين فکر ميکني که مانکنها چطور زندگي ميکنند؟ مثلا بايد ورزش بکنند؟ ميتوانند همه چيز بخورند؟ ميتوانند چيپس يا شکلات و شيريني بخورند؟
بدن بيشتر مانکنها طوري است که هر چي بخورند يا نخورند، همان شکلي ميمانند. به خاطر اينکه متابوليسم بدنشان حالت خاصي دارد و اگر مثلا ده تا شيريني بزرگ در روز بخورند، هيچ اتفاقي برايشان نميافتد و چاق نميشوند. اما بعضي از مانکنها هميشه رژيم غذايي دارند و ميترسند چاق بشوند. اينها يا استعداد چاقي دارند يا فقط ميترسند تناسب اندام را از دست بدهند. اما اين براي طراحان مد مشخص هست. آنهايي که خيلي لاغر هستند، لباس در تنشان چندان زيبا و شکيل نميشود؛ منظورم آنهاييست که ميتواني استخوانهايشان را هم ببيني.
چه وزن يا سايزي براي طراحان مد معمول و مناسب است؟
سايز ? که در اروپا ميشود ??.
اين براي دخترهاست. براي پسرها چي؟
سايز متناسب مردان را نميدانم. چون دوست دارم روي همين کاري که ميکنم تمرکز کنم و روي زنان کار کنم. شايد در زماني ديگر سراغ طراحي لباس مردان هم بروم.
هيچوقت خواستهاي لباسهايي را که براي آدمهاي معروف طراحي ميکني، براي خودت نگه داري و دلت نخواهد بدهي؟
وقتي براي کسي لباسي ميدوزم يا طراحي ميکنم، براي خودم هم از آن کنار ميگذارم. تا امروز همهي لباسهايي را که براي ديگران کار کردهام، خودم هم دارم.
خيليها دوست دارند از لباسهاي تو بخرند ولي توانش را ندارند ??? دلار براي يک شلوار بدهند.
ميدانم. اما مسأله اين است که خيلي وقتها پارچه از اروپا ميآيد و بسيار گران است؛ مثلا گاهي فقط زيپاش ازطلاي واقعيست. گران بودن لباسهاي مارکدار بهخاطر يک سري دلايل خاص است.
تو با کدام مارک بزرگ رقابت ميکني؟
رقيبي نميشناسم. من چهار سال است که کارم را شروع کردهام و مسلما نميتوانم با مثلا با گوچي، که هشتاد سال کار کرده، رقابت داشته باشم. راستش را بخواهيد به شکلي لباسها را طراحي ميکنم که شکل کار کس ديگري نيست و نميتوانم بگويم رقيبم کيست.